یکشنبه 2 دی ماه سال 1386

یه بار به خودم گفتم باید برم

یه بار فکر کردم رفتی

اما وقتی آسمون کدر شد و بارون اومد

آره ... منم فهمیدم عاشق شدم .

اون شب منم با آسمون گریه کردم.

راستی چشمای تو هم بارونی شد؟

من تو رو نه به خاطر چشمای بارونی و سرخت ،

که  من تو رو به خاطر دل آسمونیت دوست دارم.