چهارشنبه 29 خرداد ماه سال 1387

هر چه هستم از تو دورم ...دور...دور...دور

این قطعه روی دلم سنگینی میکنه...حتما شنیدید دکلمه اول نوار فریدون

سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387
این هم قالب جدید
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387

چند روز پیش جستجو برای پیدا کردن دفتر موقوفات شمیرانات خسته ام کرده بود زیرا که جایش را عوض کرده بود و کسی آدرس دقیق آن را نمی دانست.امیدوار بودم یک سند قدیمی در آنجا پیدا کنم؛ بلاخره پیدا کردم و آنجا به من گفتند که باید به دفتر شناسایی موقوفات بروم که در خیابان حافظ خ نوفل لوشاتو بود.عصر هنگامی که به دانشگاه برگشتم یکی از دوستانم گفت یک نفر سه سند قدیمی برای یکی از هم کلاسی هایم آورده؛این هم کلاسی محترم حتی برای رضای خدا در یکی از جلسات درس هم شرکت نکرده بود و اصلا نمی دانست سند چیست و تازه از زبان من فهمیده بود باید برای آخر ترم سندی تهیه و بازنویسی کند.این مسئله که بدون هیچ زحمت و دردسری سه سند قدیمی به دست آورده؛ فکرم را خیلی مشغول کرد به عبارت بهتر خیلی زورم آمد تا حدی که تا انتهای شب فکرم مشغول بود و حتی در این مورد با یکی از دوستانم درددل کردم .

سوالم این بود که چرا بعضی ها از کوتاهترین و ساده ترین را به نتیجه می رسند؟

در اکثر موارد حتی هنگامی که طولانی ترین و سختترین راه و مسیرها را پیموده بودم  به نتیجه دلخواه نرسیده بودم.دلم حسابی از خدا گرفته بود ؛ مرتب به خودم نهیب می زدم این حرفا مال آدم های سست ایمان و سست عنصره ...

استغفرا لله...بسه کفر نگو ...اصلا تصمیم گرفتم کاملا این قضیه رو فراموش کنم...

اما بعد ...

شنبه به دفتر شناسایی موقوفات رفتم.رفتار کارشناسان آنجا خیلی خوب بود و آنها خیلی به من محبت کردن و از همین جا ازشون تشکر می کنم .آنها یک سند خوانا در قطع بزرگ و رنگی به همراه دو کتاب ارزشمند در مورد وقف و سند شناسی  به من هدیه دادند.

نتیجه خوبی بود و پاسخ خوبی به سوال من.

شنبه 25 خرداد ماه سال 1387

در ابتدای کتاب آدم و هوای مارک تواین این شعر از عمران صلاحی نوشته شده که خیلی دوست دارم و به مضمون کتاب مربوط است .خواندن این کتاب زیبا را هم به شما  پیشنهاد می کنم تا از یک دیدگاه بی طرف در مورد زندگی و عشق لذت ببرید.

آدم به جرم خوردن گندم با حوا

شد رانده از بهشت اما چه غم

حوا خودش بهشت است.

   1      2    >>