دوشنبه 31 تیر ماه سال 1387

باید گفت همه ما گرفتار این دنیای بی رحم هستیم.اما ای کاش در این دنیای بی رحم ما راه خود را می رفتیم؛من سوی تو بودم ، تو سوسوی من بودی( سید علی صالحی)مارگارت بیگل شاعر آلمانی می گه:من دست دیگری را در دستم نگه می دارم ، دیگری با نگه داشتن دست من مرا زنده نگه می دارد.

یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387
سلام وبلاگ من و آرزوهایم مربوط به احمد؛برادر کوچکتره منه که امروز به روز شد.شما می تونید با سر زدن به این وبلاگ اونو به ادامه وبلاگ نوشتن تشویق کنید. 
شنبه 29 تیر ماه سال 1387

دیروز خبر در گذشت هنرمند بزرگ خسرو شکیبایی در بیمارستان پارس تهران بر اثر عارضه کبد را شنیدیم.فقدان این بزرگ مرد سینمای ایران را به جامعه هنروتمامی هنر دوستان تسلیت می گویم.

پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387

گاهی اوقات شاهد رنج های بعضی از اطرافیانم هستم رنجهایی که به نظر می رسه هیچ را حلی ندارن و انسانها محکوم هستند تا ابد آنها را به دوش بکشند.این رنجها فراتر از شکل ظاهری خود بسیار دردناک هستند و گاهی اوقات سبب می شوند که من احساس خوشبختی کنم هر چند من هم مثه همه آدمهای دیگه محکوم به تحمل رنجهایی ابدی هستم.نمی دونم شاید واژه محکوم درست نباشه گاهی اوقات از رنج بردن لذت می برم و خدا رو شکر کردم که مستحق این رنج بودم اما بحث این نیست  به نظر می رسه آنچه که بیشتر از همه ، انسان را ناراحت می کند ،نحوه برخورد انسان ها با  مشکلاتشون است.انسانهایی که در برابر رنجها و مصایب  دچار استیصال و چه کنم چه کنم میشوند ،بعضی از آنها اصلا آگاه نیستند چه اتفاقی برای آنها افتاده و بعضی دیگر تعادل شخصیتی خود را از دست می دهند و در چاه بی هویتی و گمراهی سقوط می کنند .فکر می کنم اینه که بیشتر ازهمه غمیگین و گاهی نگرانم می کند.از جنس مشکلاتمون بیزارم و فکر می کنم بعضی از آنها فقط متعلق به ما هستند به ما و ملت ما.گاهی اوقات دلم می خواد از آدمهایی که در کشور های دیگه زندگی می کنند بپرسم جنس مشکلات شما چیه و شما چطوری با مشکلاتتون برخورد می کنید. 

   1      2      3    >>